|
یاس های آشنا اتحادیه انجمن اسلامی دختران شهرستان عباس آباد
| ||
|
نگاه ها به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟ پاسخ داد با نوک خود آب روی آتش میریزم گفتند: حجم آتش زیاد است من نمتوانم آتش را خاموش کنم اما آب را می آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟ پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد... . .... ابراهیم زمان در چاه غیبت گرفتار است اما بزودی یوسف زمان خواهد آمد..... ...... و مرا خواهند پرسید : و تو چه کردی ؟ [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 11:4 قبل از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
بسم رب الشهداء
"سلام ما بر این پاره های دل ملت که دل از زندگی راحت کندند تا آرامش دل امت و امام تضمین شود مرگ را استقبال کردند تا اسلام زنده بماند، داوطلبانه به خااک افتادند تا ایران سر بلند گردد سلام بر آنهایی که چراغ راه شدند و به جامعه روشنایی دادند" امام خامنه ای(دام ظله العالی) [ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 8:21 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
به دشمن بگویید: [ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 8:16 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یاهو چون عود نبود چوب بید آوردم روی سیه و موی سپید آوردم خود فرمودی که نا امیدی کفر است فرمان تو بردم و امید آوردم "خواجه عبدالله انصاری" [ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ 8:26 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
شهيد علي رضا محمودي
از این که حسد کردم... از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم... از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.... از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم.... از این که مرگ را فراموش کردم.... از این که در راهت سستی و تنبلی کردم.... از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم..... از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم.... از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.... از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم.... از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم.... از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم.... از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم.... از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم.... از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید. از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند.... از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود.... از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری..... از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم.... از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند.... از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم.... از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم.... از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم.... از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم.... از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم.... از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم.... [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:58 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد... چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر عدو را با سیاهی چادرشان به خاك سیاه نكشانند... چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر سیاهی چادرشان حرمت خون شهیدان را به عالمیان ننمایاند... چادری ها زهـــــــــرایی نیستند! اگر منتظـــــــــر یوسف گمگشته ای نباشند... چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر فكرشان،هدفشان،راهشان،نگاهشان،عشقشان و حجابشان فاطمی نباشد صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا ... [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:57 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
... به یاد شهید علمدار ...
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:55 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یا غفار...
هرکس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند اگرچه خواندن داستان سودی ندارد اگر دل کربلایی نباشد یاحسین...التماس دعا [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:45 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یاستار شايد صـدای گــــريـــه آقــا بــلــنـــد شد... چون روضه های مــادر او گريه آور است در فـاطــمــيــه پــهـــلــــوی او تير ميكشد او نيز زخــمـــی غــم ديوار و آن در است التماس دعا....یامهدی... [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:37 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یاهو... سعي كردم كه "خودم" را از ميان بردارم تا هر چه هست خدا باشد و خدا را شكر بر اين تصميم وفا دار ماندم .....(شهيد اويني) [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 8:14 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
چه شبی! لحظه های سبک و مهربان ولطیفی، گویی در فضایی پر از شراب،نفس می زنم. گویی در زیر باران نرم فرشتگان نشسته ام. می بارد و می بارد و هر لحظه بیش تر نیرو می گیرد. هر قطره اش فرشته ای است که از آسمان بر سرم فرود می آید. چه می دانم؟ خداست که دارد یک ریز، غزل می سراید؛ غزل های عاشقانه ی مهربان و پر از نوازش. هر قطره ی این باران، کلمه ای از آن سرودهاست. [ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
[ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 7:17 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
[ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 7:11 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
بسم رب الشهداء
سلام دوستان عزیز.... بعد از یک هفته از کربلای ایران برگشتیم!وداع با شهیدان و برگشتن از سرزمین نور خیلی برامون سخت بود اما.... از تمامی مسئولین انجمن اسلامی استان و شهرستان خصوصا خانم رضایی و آقای عباس اصغری و مربی قرارگاه و تمامی عزیزانی که در هر چه بهتر برگزار شدن این اردوی معنوی ما را یاری نمودند تا دریایی شویم متشکریم . انشالله تا چند روز آینده دل نوشته و عکس هایی از مناطق عملیاتی بر روی وبلاگ میذارم! یاحسین...التماس دعا... [ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 11:9 قبل از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
من در سنگر هستم،خانه محقر.در این خانه فریاد، فریاد عشق و سکوت. در این خانه ساکن و پرجوش و خروش. سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت. خانه بی شکل و زیبا. بی شکلی ساختمان و زیبایی ایمان. خانه کوچک و باعظمت. کوچکی قبر و عظمت آسمان. شهید سید حسین علم الهدی [ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
چه زیباست لحظه ای که تفنگ از زمین کنده میشود و به سوی دشمن نشانه می رود چه زیباست لحطه ای که دشمن را ذلیل و خوار به اسارت می گیریم و چه شیرین است آن هنگام که در خون خود می غلتیم و با شهد شهادت سیراب می شویم، به خدا قسم،به بوی خوش باروت قسم،به خون قسم،به قلب سوراخ سوراخ شده شهید قسم تا آخرین لحظۀ زندگیم قسم خواهم جنگید و یک لحظه مجال خواب خوش را به دشمن نخواهم داد. راستی زندگی با مبارزه چه شیرین و پر ارزش است. زیباترین شب زندگانی من امشب بود،لحظه ای که به نماز ایستاده بودم به یاد شهیدان کربلا بودم از خدا خواستم پاکم کند و آنگاه خاکم کند. [ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 3:41 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یا هو
الهی؛کعبه ومحراب نشانه است ....معبود تویی!!! درس و کتاب بهانه است....مقصود تویی!!! الهی؛توفیقمان ده که در میان علم،پرچم عمل افزاییم و در ساحل خلوص ،لنگر اندازیم! الهی در درگاه بلندت تا کسی(میرزا کوچک)نشود،(آقا بزرگ)نگردد. تا ما را اهل(ضمیر)نکردی،(ظاهر)مکن! قطعات،جواد محدثی.ص۲۰-۱۸ [ چهارشنبه 10 اسفند1390 ] [ 4:31 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
کلاس درس شلوغ بود و همه در حال صحبت کردن بودن هر کي با دوستاي خودش گرم گرفته بود و خلاصه کلاس رو هوا بود يهو معلم اومد تو کلاس و سر و صدا ها م يواش يواش خوابيد بعدشم طبق روال هميشگيش شروع کرد به خوندن ليست حضور و غياب
بزرگراه همت....... حاضر مجتمع فرهنگي همت....... حاضر غيرت همت........ غائب ورزشگاه همت........ حاضر مردونگي همت.......... غائب مرام همت............. غائب سمينار همت............... حاضر آقايي همت............ غائب صداقت همت.............. غائب همايش همت.............. حاضر صفاي همت.............. غائب .......همت..............غائب .......همت.............. غائب .......همت.............. غائب .......همت.............. حاضر
غائبا از حاضرا بيشتر بودن....
کلاس تعطيل..... !!!
[ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 7:38 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
شهـادت ،بـال نمـی خـواهـد ! حـال مـی خـواهـد،حال... "بـال را پـس از شهـادت میدهنـد،نـه پیـش از آن..." [ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 7:28 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
سلام دوستان...
انشاالله جمعی از بچه های قرارگاه(مسئولین انجمن اسلامی) راهی کربلای ایران هستیم...!
بر پیکر بی سر شهیدان صلوات التماس دعا.... یا مهدی
[ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 7:22 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
چفیه یعنی در ولایت حل شدن نقشه ی روبه دلان مختل شدن چفیه ای از چفیه ها جا مانده است روی دوش شیر تنها مانده است چفیه ها را پر کنید از اعتبار پرکنید از عشق رهبر کوله بار کوله بار بی محبت ،بار نیست چفیه ی تنها خم اسرار نیست چفیه یهنی کنج سنگر سوختن در خط زیبای رهبر سوختن چفیه یعنی عصر زیبای علی بوسه باران کردن پای علی چفیه ها باید ولایت جو شوند وقت شب سجاده ای خوش بو شوند بی علی رویان اسیر ماتمند بی ولایت زادگان محو غمند [ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 6:55 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
زندگی زیباست . اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست اما،پرنده عشق تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند...راز خون را جز شهدا در نمی یابند.گردش خون در رگ های زندگی شیرین است،اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر است و نگو شیرین تر بلکه بسیار شیرین تر است.راز خون در آنجاست که همه ی حیات به خون وابسته است...
شهید سید مرتضی آوینی [ جمعه 28 بهمن1390 ] [ 6:48 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
خدایا هدایتم کن،زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است
خدایا هدایتم کن،که ظلم نکنم زیرا که می دانم ظلم چه گناه نا بخشودنی است خدایا!نگذار دروغ بگویم،زیرا دروغ ظلم کثیفی است خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم،زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد. خدایا!من کوچکم ،ضعیفم،ناچیزم،پرکاهی در مقابل طوفان ها هستم به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خودم را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم. شهید دکتر مصطفی چمران [ جمعه 28 بهمن1390 ] [ 6:40 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
میلاد مبارک امروز قدسیان کف زنان پای می کوبند ، و دف زنان دست می افشانند. امروز خورشید را بر زورقی زرین نشانده، از دورترین خط افق از نهانگاه دریا پرمیکشند ، نگاه او پگاه را زر افشان می کند ، و صبحگاه را درخشان. امشب ماه را در هالة رویایی ، و در هودجی اهورایی نشانده ، از سیمایش نقره می بارد، و از پیشانیش نور می افشاند. آبشار سیمگون آن کویر دل را سیراب می کند ، و از چشمه سار زلالش سیماب می جوشد. امروز پرندگان خوش الحان سرود می خوانند، و رود می نوازند. قمریان نغمه می سرایند ، و ترانه زمزمه میکنند. امروز دریاها صدف های سرور به ساحل می ریزند ، و سرور جان را با نور جانان در می آمیزند. امروز امواج ، طَبَق های مروارید بر دوش می کشند ، و سبدهای امید بر سر. امروز از چشمه ساران لعل می جوشد ، و در جویباران مروارید غلتان می خروشد. امروز بر سر و روی باغ شکوفه ریخته ، و از درختان خوشه های یاقوت آویخته است. امروز نسیم با کوله باری پر از بهار ، نفس زنان از راه می رسد ، دامن دامن شکوفه می بارد ، و سبد سبد رایحه می افشاند. نفسش مشکبوی است و طلعتش گُلروی. امروز خاک بر افلاک ، و فرزند انسان بر قدسیان فخر می فروشد. امروز فلسفه سجدة ملائکه بر آدم تفسیر می شود ، و منصب خلیفه اللهی انسان تعبیر می گردد. امروز عرشیان بر فرشیان رشک می برند ، و از شوق اشک می بارند. امروز از عالم قُدس یک دنیا پنجره گشوده شده ، و آبشاران نور ، کویر خاک را غرق سرور کرده است. امروز کائنات سرمستند ، و مست از بادة اَلَستند . همة ذرات آفرینش شادمانه ترانه می خوانند. امروز گسترده ترین دریای رحمت رحمان از سرچشمه افلاک بر بستر خاک جاری شده ، با گُلاب عشق کام تشنة جان ها را آب داده ، فطرت عطشان انسان ها را سیراب می کند. امروز آخرین هودج هدایت حق ، و اورنگ ششمین حجّت قادر مطلق در هاله ای از شمیم عطرافشان بهشتی بر زمین می نشیند. زمین برای استقبال از مرکب مهرافروز رسالت و مقدم دلفروز امامت با قوس قزح طاق نصرت بسته است. میلاد خجسته این دو کوثر رحمت ، و زمزم هدایت – ولادت مسعود نبی مکرّم اسلام و حضرت امام صادق علیه السلام - بر امت مسلمان مبارک باد. التماس دعا.... [ جمعه 21 بهمن1390 ] [ 7:41 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
سلام بر تمامی دوستان انجمنی و بقیه ی بزرگواران! سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مبارک با امید هر چه بهتر برگزار شدن برنامه های ایام الله دهه ی فجر در تمامی مدارس وعده ما: راهپيمايي ۲۲ بهمن در ميان سيل خروشان جمعيت پيرو انقلاب و رهبري
[ جمعه 21 بهمن1390 ] [ 7:40 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
فرهنگ شهادت طلبی و ایثار رمز ماندگار و شکست ناپذیری وارستگان است .امروز حفظ و ترویج این فرهنگ اقدامی انقلابی و ارزشی جاودانه است.
[ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
پروردگارا ما را از این سه چیز دور نگه دار: -وسوسه های شیطانی-هوای نفسانی-غرور و نادانی پاسدارم هرگز نکنم پشت به میدان گر سربرود من نروم از سر پیمان یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او سر ما را به دار سازد آونگ لاله این چمن آلوده به رنگ است هنوز سپر از دست نینداز که جنگ است هنوز
[ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 11:19 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
بسم رب الشهداء
بنویس شهید و بعد برو سر سطر همانجایی که خاکش رنگ صداقت به خود گرفته است همانجایی که فضایش بوی صمیمیت می دهد همانجایی که دیوار های غیرت سر برافراشته است همانجایی که شن و خاک سقفش از ملات حیاست باید،بدون معطلی اشکهایت را بگذاری و بروی باده ی حیات از دست 1710کبوتر بچه خونین بال استانمان بنوشی و بگویی: باعرض شرمندگی،هویت دینی،انقلابی و ملی در میان ما کم رنگ شده است. همکلاسی ها ما را دریابید و به حال خود رها نکنید! از سن و سال،افکار،خط و مشی خاطراتتان به ما بگویید ... به امید روزی که قربت نگاه همکلاسی را دریابید نه غربت نگاه التماس دعا...حق نگهدار
[ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 11:8 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
یاحق
سلام بر مسئولین پر تلاش انجمن اسلامی... چهارشنبه:جلسه قرارگاه برگزار میشود! فردا دیدار با خانواده شهید احمدعباسی فراموش نشود ساعت ۱۵.۳۰!منتظر حضور سبزتان خواهیم بود (مسئولین محترم لطفا به اعضای هیئت مرکزی اطلاع دهید!) با تشکر از همکاری صمیمانه شما! یا زهرا...التماس دعا.... [ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 10:55 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
سید علی خامنه ای دلبر دلم سید علی خامنه ای حل مشکلم من هر نفس به خیال تو می کشم من آرزوی دیدن روی تو می کشم ای یادگار پیر جماران سید علی دار و ندار ما زشهیدان سید علی ما آن انجمنی های مطیع ولایتیم با یک اشاره اش همه جا کربلا کنیم هیهات اگر که ما به ره کوفیان رویم این آرزو به دل که فدای علی شویم بر سینه ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه سینا نمی دهم [ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 6:31 بعد از ظهر ] [ انجمن اسلامی دانش آموزی دختران عباس اباد ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||